مسجدومجتمع فرهنگی؛آموزشی نورالأصفیاء

صلوات الله علیه وعجل الله تعالی فرجه الشریف

مسجدومجتمع فرهنگی؛آموزشی نورالأصفیاء

صلوات الله علیه وعجل الله تعالی فرجه الشریف

مسجدومجتمع فرهنگی؛آموزشی نورالأصفیاء
کلمات کلیدی

اخبار ویژه

ابزار بعد روحی)

حضرت آیة الله حائری شیرازی

تفسیرقرآن کریم

seratehag.blog.ir

راهی قدسی

آمریکا

دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی با رهبر انقلاب

اهتزاز پرچم عزای حسینی در نیجریه+تصاویر

چرا انگلستان استعمارگر «روباه پیر» لقب گرفته است؟

بر خلاف ادعاها و جنجال چند ماهه کوه پرونده بورسیه‌ها موش زائید!

عصاره زندگی پر ثمر مهدوی کنی

آزمایش هسته‌ای مخفیانه در ایران یک ادعاست

خطر ظهور جریان افراط در منطقه؛ افزایش گرایش زنان به افراطی‌ها

مقابله نرم با انحرافات در سبک عزاداری‌ها

«جهاد فرهنگی در نشر حماسه حسینی» شعار محرم امسال است

«بنزِ خاوران» در جبهه

سلوک علمی و عملی شهید مصطفی خمینی در گفت و شنودی با رهبر معظم انقلاب

تصاویری از مزار آیت‌الله شهید سیدمصطفی خمینی در نجف اشرف

مردی که آیت‌الله مهدوی‌کنی وصیت کرد در کنارش دفن شود

تروریست ملقب به «ذبح کننده شیعیان» دستگیر شد+عکس

رهبر معظم انقلاب اسلامی بر پیکر آیت‌الله مهدوی کنی نماز اقامه کردند

نگرانم که کارگزاران به سرنوشت حزب مشارکت دچار شود

لیبرالیسم در نقطه مقابل اسلام قرار دارد

چرا عباس دوران‌ مانند پطروس فداکار جایی در کتاب‌های درسی ندارد؟

تجلیل از بچه رزمنده‌ای که کارش را از تک تیراندازی شروع کرد

نباید امر به معروف سبب تفرقه شود

امر به معروف و نهی از منکر به هیچ فرد و جناحی اختصاص ندارد

دیدار شرکت‌کنندگان در هشتمین همایش ملی نخبگان جوان با رهبر انقلاب

دیدار نخست وزیر عراق با رهبر انقلاب

آخرین نظرات

جوانمرد قصّاب

يكشنبه, ۹ تیر ۱۳۹۲، ۰۳:۱۲ ب.ظ

بسم الله

جوانمرد

در روزگاران گذشته که اصناف پیشه ور ایران پیرو فتوت یا آیین جوانمردی بودند، اصناف در رساله هایی که برای آموزش قوانین و اعتقادات وآداب خود به تازه کاران و شاگردان می نوشتند، پیشه و آیین خود را به یکی از پیامبران یا اصحاب پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) یا اشخاصی افسانه ای منسوب می کردند؛ و شرح می دادند که نخستین بار چه کسی پیشه ی آنان را بنیاد نهاد. جوانمردان صنف قصّاب پیر و پیشوای خود را شخصی به نام «جوانمرد قصّاب» می دانستند. چنان که در برهان قاطع، فرهنگ لغتی که در قرن یازدهم هجری در هند تألیف شده است، زیر واژه ی «جوانمرد» آمده است که: «پیر صنف قصّاب است».

هم اکنون، در جنوب شهر تهران، به سوی شهر ری، در زمین های مشهور به منصور آباد، در محلّه ای که اکنون جزو منطقه ی بیستم شهرداری تهران محسوب می شود، بقعه ای به نام «جوانمرد قصّاب» هست که قدیم تر از عهد فتحعلی شاه قاجار (حک: 1212-1250 ق.) نباید ساخته شده باشد. به مناسبت این بقعه، محله اطراف آن نیز جوانمرد قصّاب نام گرفته است. جوانمرد قصّاب برای مردم این محل معروف است به اینکه یار امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) بوده؛ و مزار او را مانند اماکن متبرکه زیارت می کنند. در شهرها ومکان های دیگر ایران هم مقبره هایی به نام جوانمرد قصّاب وجود دارد و این ها آدمی را به گمان وا می دارد که شاید جوانمرد قصّاب شخصیت تاریخی ناشناخته ای باشد. گفتنی است که مقبره های جوانمرد قصّاب در قرون گذشته نیز مشهور بوده است. در قرن هشتم، حمدالله مستوفی (متوفی: 750 ق.) از مدفن او در ری یاد کرده، که ظاهراً همان جایی است که اکنون در جنوب تهران بقعه ی جوانمرد قصّاب بر پاست؛ اما عبد الرزاق سمرقندی ؛ مورخ قرن نهم هجری، در ذکر وقایع سال 864 ق. از مدفن جوانمرد قصّاب در سرخس سخن گفته است. در قرن نهم ، مولانا حسین واعظ کاشفی سبزواری در فتوّتنامه ی سلطانی، مفصّل ترین کتاب کهن فارسی درباره ی آیین جوانمردی، نام جوانمرد قصّاب را عبدالله و پدرش را عامر بصری ذکر کرده و او را از ملازمان محمّد حنفیه (متوفی: 81 ق.) فرزند امام علی(علیه السلام)، و نیز از «هفده کمر بسته ی» مولی علی(علیه السلام) دانسته است. جوانمردان در آیین تشرّف به جوانمردی میانِ خود را با کمربندی خاصّ به نام «شدّ» (=شدّه=رشته) می بستند و معتقد بودند که شاهِ مردان، علی(علیه السلام) ، هفده تن را به جوانمردی مشرّف گردانید و با دستان خود برخی از آنان را کمر بست. واعظ کاشفی همچنین می گوید که سلّاخان سندِ رسمیت و اعتبار پیشه ی خود را با انتساب به جوانمرد قصّاب باید درست کنند زیرا که در روز واقعه ی غدیر خم حضرت امیر(علیه السلام) گوسفند قربانی کرد و جوانمرد گوسفند را سلّاخی نمود. نخست حضرت امیر(علیه السلام)، خود، گوسفند را پاره کرد و آن کار را به جوانمرد واگذار فرمود.

 جوانمردان در آیین تشرّف به جوانمردی میانِ خود را با کمربندی خاصّ به نام «شدّ» (=شدّه=رشته) می بستند و معتقد بودند که شاهِ مردان، علی(علیه السلام) ، هفده تن را به جوانمردی مشرّف گردانید و با دستان خود برخی از آنان را کمر بست.

با این حال، هیچ اطلاع تاریخی از شخصی به نام عبدالله بین عامر بصری، مشهور به جوانمرد قصّاب، در دست نیست. شاید این نام از نامِ عبد الله بن کُرَیزبن ربیعه ی اموی، بر ساخته شده باشد که در عهد خلافت عثمان، حاکم بصره بود و نقل است که علی(علیه السلام) درباره ی او فرمود: «ابن عامر سیّد فتیان قریش است».

محمد علی یزدی شاهرودی، یکی از درویشان خاکسار دوره ی قاجاریه، در رساله ای که در سال های 1317-1315 ق. درباره ی اصناف نوشته، گفته است که علی(علیه السلام) در یمن سه کس را میان بست که سومی نُصَیر (یا نَصیر) قصّاب اصفهانی مشهور به جوانمرد قصّاب بود و قصّابان سلسله ی سند صنف خود را به او و به حضرت ابراهیم(علیه السلام) می رسانند. اما چنین نامی نیز شناخته نیست. در فتوّت نامه ها و رسائل اصناف عربی نیز نام جوانمرد قصّاب ذکر شده است اما غالباً به صورت: «جومرد القصِاب».

در فتوّت نامه ی سلطانی نخستین کاربرد و ساخت برخی از جامه ها و ابزارهای خاصّ قصابان و سلّاخان، نظیر پیش آویز، که ابزاری شبیه قَناره (قِنّارَه) بوده است و به آن گوشت می آویخته اند، کاردمال، که ظاهراً کارد را با آن تیز می کرده اند، و تَنوره، که گونه ای پیش بند بوده، به جوانمرد قصّاب منسوب است.

با این حال، در برخی از فتوّت نامه های کهن تر  مانند فتوّت نامه ی مولانا ناصری، از قرن هفتم، قصّابان از اصنافی بر شمرده شده اند که شایسته ی فتوّت داری نیستند. اما، نکته ی قابل توجه اینکه در قصّه های عیاری که سخن از جوانمردی و خلق و خوی عیاری است، معمولا یکی از قهرمانان، عیاری است که پیشه ی قصّابی دارد. در سمک عیار، که ظاهراً کهن ترین این گونه قصّه ها است، عیاری به نام «جنگجوی قصّاب» که در عیاری و جنگاوری ممتاز است، از «سرخ علمان» و شادی خورده ومرید و شاگرد سمک عیار است.

 در قرن نهم، در داراب نامه ی بیغمی، در بخشی که پهلوانان و عیاران ایران به دمشق وارد می شوند، سخن از قصّابی به نام «جواندوست قصّاب» است که دعوی جوانمردی داشت و بسیاری از جوانمردان دمشق در خدمت او بودند. یاران جوانمرد او نیز همگی قصّاب بودند و تو گفتی که او پیشوای جوانمردان این صنف بوده است. جواندوست قصّاب که به رسم اهل فتوّت در غریب نوازی ویاری پهلوانان ایرانی جان فشانی می کند، عیار است و فنون عیاری را نیک  می داند.

 با عنایت به این روایت ها به نظر می رسد که در روزگاران کهن به گونه ای صنف قصّاب با آیین عیاری و جوانمردان جنگجوی در پیوند بوده است و بر همین اساس داستان جوانمرد قصّاب برساخته شده و مشهور گشته است، هر چند که در برخی از فتوّت نامه ها، با تأثر از فقه اسلامی که پیشه ی قصّابی را مکروه دانسته، این صنف از فتوّت به دور دانسته شده است.

در قرن نهم، ملّا حسین واعظ کاشفی به داستان جوانمرد قصّاب اشاره امّا از ذکر آن خودداری کرده است. شگفت است که نام جوانمرد قصّاب درفتوّت نامه ی قصّاب، از عهد صفوی، نیامده است اما در رساله ای دیگر درباره ی قصّابان و سلّاخان، که ظاهراً در همان دوران صفوی نوشته شده است، داستان او کاملاً ذکر شده که:

کنیزکی از جوانمرد قصّاب گوشت خواست اما به هر گوشتی که جوانمرد به او می داد، راضی نمی شد تا جوانمرد خشمگین گردید و پول او را پس داد و گفت که به او گوشت نخواهد فروخت. کنیزک که از سرزنش و آزار سروَر خود می ترسید، گریه آغاز کرد. ناگاه شاه مردان علی(علیه السلام) از آن جا گذشت و مشکل کنیزک را دریافت و به جوانمرد گفت که به کنیز گوشت بفروشد. جوانمرد که علی(علیه السلام) را به چهره نمی شناخت، به او بی احترامی نمود و دست خود را به معنای ردّ کردن، به جانب حضرت علی(علیه السلام) تکان داد. پس از آنکه حضرت از نزد او رفت، قنبر یار و همراه علی(علیه السلام) آمد و به جوانمرد گفت که تو شاه مردان را نشناختی. جوانمرد که سخت شرمنده و پشیمان شده بود، دست خود را با ساطور برید و با کارد چشمان خود را کَند  از قنبر خواست که او را به نزد علی(علیه السلام) ببرد. چون غمگین و نادم به نزد آن حضرت رسید، گریست و ابراز پشیمانی نمود. علی(علیه السلام) فرمود که چشمان و دست وی را در موضع خود نهادند و فاتحه ای بخواند و بر جوانمرد دمید، فوراً چشمان و دست بریده ی او درست شد.

 پس از آنکه حضرت از نزد او رفت، قنبر یار و همراه علی(علیه السلام) آمد و به جوانمرد گفت که تو شاه مردان را نشناختی. جوانمرد که سخت شرمنده و پشیمان شده بود، دست خود را با ساطور برید و با کارد چشمان خود را کَند  از قنبر خواست که او را به نزد علی(علیه السلام) ببرد.

عطّار (متوفی: 618 یا 627 ق.) نیز در منطق الطّیر به این کرامت مولی(علیه السلام) اشاره کرده اما نام جوانمرد قصاب را ذکر نکرده است. ظاهراً صورت کهن این داستان درباره ی کسی به نام حبشی است که چون متّهم بود، به حکم شرع دستش را بریدند وعلی(علیه السلام) با کرامت خود و با دمیدن به او، دستش را به تن چسبانید.

داستان جوانمرد قصّاب با اندکی تغییر در برخی از کتاب های مقبل از جمله طریق البکاء، از عهد ناصری، آمده است، تعزیه خوان ها نیز آن را نمایش می داده اند و تصویرهایی از این داستان را در نقاشی های قهوه خانه ای هم می توان دید. هم اینک، در افغانستان، قصّابان در شب های جمعه به نام جوانمرد قصّاب نذر می دهند و در حین اجرای آیین نذر، قصّه ی او را نقل می کنند.  مرحوم استاد دکتر زرین کوب (متوفی: 1378 ش.) قصّه جوانمرد قصّاب را نمونه ی کوشش حرفه های مکروه برای درست کردن رابطه با فتوّت دانسته است ؛ اما همچنان که گفته شد، قصه های کهن عیاری از پیوند دیرباز صنف قصّاب با آیین عیاری وجوانمردی نشان دارد.

به هر تقدیر، ابیات لوحه ی قبر داخل بقعه ی جوانمرد قصّاب، در جنوب تهران، نشان می دهد که صاحب آن نیز همان پیر افسانه ای صنف قصّاب، که داستانش گفته آمد، فرض شده است. به نظر می رسد که این مقبره و دیگر مقبره های جوانمرد قصّاب در ایران، مقبره هایی نمادین برای شخصیت افسانه ای جوانمرد قصّاب است. ساختن چنین مقبره هایی در ایران برای قهرمانان افسانه ای که مردم با یاد و قصّه ی آن ها می زیسته و به وجود آن ها باور داشته اند، متداول بوده است؛ چنان که حتی برای خضر هم که زنده ی جاویدان دانسته می شود، مقبره هایی ساخته شده است. این مقبره ها قهرمانان افسانه ای و مقدّس مردم ایران را برای آنان به گونه ای، واقعی، محسوس و قابل دسترس می کند تا به زیارت آنها بروند، با آن ها سخن بگویند و برای آن ها نذر ونیاز کنند و حاجت خود را بگیرند.

 مرحوم استاد دکتر زرین کوب (متوفی: 1378 ش.) قصّه جوانمرد قصّاب را نمونه ی کوشش حرفه های مکروه برای درست کردن رابطه با فتوّت دانسته است ؛

 روزگاری افسانه ی جوانمرد قصّاب نزد مردم ایران بسیار مشهور بوده است. امروزه، کهن سالان تهرانی همچنان داستان او را از بر دارند هرچند برای بیشتر جوانان حتی نام او ناآشنا است.

 http://www.tebyan.net

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۴/۰۹
منتظران ظهور

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">